برای من هر کدوم از  آهنگهای  dion یکجورایی یاد آور خاطرات

یک  دوره ی خاص از زندگیمه .برای همین غیر از صدای زیباش

گاهی برای بازگشتن به اون حال و هوای خاص به آهنگاش

گوش میدم.

دیروز بعد از کلاس جراحی داشتم به خونه بر میگشتم و از

اونجاییکه دیشبش خوب نخوابیده بودم, حسابی خواب آلود و

کسل بودم و داشتم به آهنگهای پراکنده ی توی گوشیم نظم

میدادم که هم زمان با رسیدن به پارک وی آهنگ

 I'm alive از celine dion شروع شد

باور کنید خون تو رگهام جریانی دیگر پیدا کرد و هوس پیاده روی

کردم شدید! ( اونهم با این آلودگی هوا که...)

طول راه تا تجریش را چندین بار آهنگ را بازپخش(replay) کردم

اما باز هم وقتی رسیدم به مقصد دوست داشتم راه ادامه

داشت...!

اون دسته از دوستان که مطالب من را دنبال میکنن میدونن

عادت به خاطره نویسی ندارم و تنها حیفم آمد که این حس را

با شما تقسیم نکنم!(حتما امتحانش کنید)

                         I'm alive 

when you call on me

when i hear you

breathe

i get wings to fly

i feel that I'm alive

when you look at me

i can touch the sky

i know thats I'm alive

when you bless

the day i just drift away

all my worries die

I'm glad that I'm alive

you've set my heart on fire

filled me whit love

made me a woman on

clouds above

i couldn't get much higher

my spirit takes flight

cause i am alive

when you reach for me

raising spirits high

god know that...

that i'll be the one

standing by

through good and through trying times

and it's only begun

ican't wait for the rest of my life

من زنده هستم

هنگامیکه مرا فرا میخوانی

هنگامیکه صدایت را میشنوم

نفسی میکشم

بالهایی برای پرواز دارم

حس میکنم,زنده هستم

هنگامیکه مرا مینگری

میتوان آسمان را لمس کنم

میدانم,زنده هستم

هنگامیکه برایم دعا میخوانی

روزی,به آرامی دور میشوم

و تمام غصه هایم میمیرند

و خوشحالم که زنده هستم

قلبم را به آتش کشیده ای

مرا لبریز از عشق کرده ای

و از من بانویی ساختی

در ابرهای بالا

نمیتوان بالاتر روم

اما روحم در پرواز است

زیرا زنده هستم

هنگامیکه در جستجویم هستی

همچون ارواح به عرش میروم

خدا میداند که...

تنها کسی خواهم بود

که وفادار ایستاده است

در خوشی ها و در ناملایمات و سختیها

و آغاز شده است

نمی توام منتظر بمانم برای ادامه ی

زندگی ام


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٩ توسط عارفه زاهدی موحد