
و این منم
زنی تنها
در آستانه ی فصلی سرد
در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین
و یأس ساده و غمنک آسمان
و ناتوانی این دستهای سیمانی...
پاییز 89 هم رسید!
غیر از اینکه متولد این فصل هستم,یجورایی خیلی دوستش دارم
رنگ زرد و نارنجی برگها ,بارون ,وزش باد و خنکی نسیمی
که صورت ادم را نوازش میده ,برف نوک کوهها,...
اما انگار امسال باید حس تنهایی را هم بهش اضافه کنم!
خدا رو فراموش نکردم ,مادرم را هم غالبا مثل یک دوست میبینم
دوستی هم دارم که یک پسر کوچولو داره و معمولا وقت نداره
حتی با من حرف بزنه. چند تا دوست با معرفت و خوش قلبم
از دوران تحصیل تو ارومیه به یادگار دارم و البته یک دوست از
دوران راهنمایی که ایران نبودیم و خاطرات خانوادگی مشترک
زیاد داریم و ازاین دوستی چیزی که باقی مونده چند ماه یکبار
تلفنی صحبت کردن و سالی یکی دوبار دیدن.
شاید خودم خواستم انقدر تنها باشم!
من از جهان بی تفاوتی فکرها و حرفها و صدا ها
می ایم
و این جهان به لانه ی ماران مانند است
و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست
که همچنان که ترا می بوسند
در ذهن خود طناب دار ترا می بافند...
بچه تر که بودم خیلی زود با هرکسی دوست میشدم و همین
موضوع حسابی به من ضربه زد و تجربه ای شد برای من
که با همه سلام و احوالپرسی کنم اما با همه دوست نباشم
سلام ای شب معصوم
میان پنجره و دیدن
همیشه فاصله ایست
چرا نگاه نکردم ؟
و کم کم به اینجا رسید که ...
در کوچه باد می اید
کلاغهای منفرد انزوا
در باغ های پیر کسالت میچرخند
و نردبام
چه ارتفاع حقیری دارد
آنها تمام ساده لوحی یک قلب را
با خود به قصر قصه ها بردند
و کنون دیگر
دیگر چگونه یک نفر به رقص بر خواهد خاست
و گیسوان کودکیش را
در آبهای جاری خواهد ریخت...
شایدم این خوبه که مثل خیلیها قلبم همچون کاروانسرایی
نبوده که مردم برای زمانی محدود بیان و برن!شاید این خوب
بوده که اگر وقتی را با یک دوست میگذرونم ,میدونم که تو
قلبش جایی هرچند کوچک دارم.
هیچ وقتم اهل دوستی با پسرها نبودم , نه اینکه بترسم ,نه اگر حس می کردم تو این دوستی من را فقط یک انسان میدونن شاید...اما هیچ وقت همچین حسی نکردم!و پشیمونم نیستم.
اما یک موقع هایی قلب ادم چنان میگیره که
با هیچ حرف منطقی اروم نمیشه!
گفتم شاید با نوشتنش کمی سبک بشم
روزگاری بود که وبلاگی تو یاهو 360 داشتم و حرفهای زیادی
واسه گفتن و اما الان اکثر اوقات ترجیح میدم خموش باشم!
گاهی , یکسری هذیان اینجا مینویسم و...