چند سالی هست که فهمیدم همه چیز این دنیا نسبیه
اما هر روز که میگذره از مطلق دورتر میشم و به نسبیت نزدیک
تر!
روزهایی بود اما که وقتی احساس سرما میکردم در این
جهالت بودم که همه همین احساس رو دارن!

روزهایی هست هنوز هم که وقتی غمگینم دچار این فکر میشم
که هیچکس راضی نیست!
همچنان که چشمانم باز هست و چیزهایی رو به ظن خودم
میبینم و قطعی میشمارم! احتمالا واقعیتی در حال جریانه که
میتونه متفاوت باشه از اونچه که ذهن کوچک من میپنداره !
اگر دقت کرده باشید اکثرا از کلمه "احتمالا " و "من فکر میکنم"
استفاده میکنم چون باور دارم که میشه اونچه که من از دیدن
صحنه ای قضاوت کردم و یا افکارم دقیقا اونچیزی نباشه که
بشه قطعیت بهش داد!
برای همین هم قضاوت به عنوان یک شغل و یا قضاوت به عنوان
یک تفریح! و یا قضاوت به عنوان یک ... رو بسیار سخت و
متغایر با ذات ناقص انسانها میدونم .
فکر میکنم اعتماد به نفسی نجومی لازمه که حکمی صادر کنی
بر اساس دیدگاه خودت و یا شواهدی که همه میتونن تصورات و
قضاوتهای انسانهای ناقص دیگه ای باشن!
سعی میکنم پای حرفهایی که درمورد دیگران زده میشه
نشینم که حتی توی ذهنم تصوری به دور از انصاف نقش نبنده
چون بارها نقشهایی رو که به دور از انصاف از من ترسیم شده
دیدم!
سعی میکنم وظیفه ی سنگین قضاوت رو بسپارم به صاحبش
که از همه چیز آگاهه و به محکمه و حکمش ایمان دارم. که اگر
نداشتم حتی لحظه ای برای پایان دادن به زندگیم درنگ
نمیکردم!
میدونم اونچه برای تو قابل ستایشه میتونه برای من نقشی
پوچ از توهمات تو باشه اما باید بپذیرم که ممکنه تو درست
بگی! تو هم سعی کن یادبگیری ممکنه من راست بگم!

این نگاه تک بعدی داشتن نشان از انسانی درگیر بودنه
انسانی که هنوز درگیر مراحل اول دور شدن از خودشه
دور شدن از خود خواهی هاش و خود محوری هاش
چون حتی وقتی یک قدم از درونت به بیرون پا میگذاری
بهترین کسی خواهی بود که به عنوان یک انسان میتونه
در موردت قضاوت کنه!
اونوقت یاد میگیری که که کمتر خودت رو نسبت به دیگران محق
بدونی !
اونوقت میتونی پا فراتر بگذاری و گاهی خودت رو جای دیگران
بگذاری و عکس العمل خودت رو بسنجی!
(البته ما آدما چون درگیر بعد مادیمون هستیم معمولا خیلی هم
نمیتونیم از جسممون دور بشیم اما سعی کردن تو این موضوع
هم قابل تقدیره از نظر من)
اینکه وقتی رو که برای تصوراتمون نسبت به دیگران صرف
میکنیم بیشتر به خودمون اختصاص بدیم و ارتقاء شخصیتمون
ایده آل نیست!
اینکه حتی وقتی اشتباه کسی رو میبینیم سعی کنیم به جای
تفهیم تقصیرش, اون اشتباه رو تکرار نکنیم کافیه که دنیا به
جایی بسیار بهتر از اینی که هست تبدیل بشه!
راستش تا الان بیشتر سعی کردم اونچه تصور ذهنی منه و
ممکنه قضاوتی نادرست باشه به زبون نیارم
اما گاهی موفق نشدم جلوی ذهنم رو بگیرم که
از اونچه توسط حواس پنج گانه م درک کردم از محیط
نتیجه گیری نکنم ,حتی به صورت غیر قطعی!
اما میخوام قدم بعدیم این باشه که کنترل بیشتری روی ذهنم
داشته باشم.
میخوام نسبیت این دنیا رو بیش از پیش باور کنم ...