
به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.
به آرامی آغاز به مردن میکنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.
به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر برده عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی،
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی،
اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامیدارند،
و ضربان قلبت را تندتر میکنند،
دوری کنی.
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر هنگامی که با شغلت یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض
نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی،
که حداقل یک بار در تمام زندگیت
ورای مصلحتاندیشی بروی.
امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری!
شادی را فراموش نکن!
((پابلو نرودا))

میخوام که از زندان ذهنم بیرون بیام
میخوام بیش از حد حساس نباشم و کوچکترین مسئله باعث
ازارم نشه,تا بتونم با مسائل بزرگ تو زندگیم کنار بیام
دلم میخواد انقدر بالا باشم که به روزهای زودگذر و عمر فانی
و انچه درگیرم میکنه, با متانت و ارامش نگاه کنم

حداقل کاری که میتونی برام بکنی: {ارزوی موفقیت}
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٩ توسط عارفه زاهدی موحد