به نظر من عنوان این مطلب خودش پارادوکس داره.

هیچوقت از رقابت خوشم نمیومده.

اصلا طبقه بندی رقابت رو به سالم و ناسالم قبول ندارم!

فکر میکنم پیشرفتی هم که با رقابت بوجود بیاد ارزش خاصی

نداره ,چون هر کسی باید تلاش کنه تا تواناییهای بالقوه خودش

را تا جاییکه می تونه بالفعل کنه و برای استفاده ی خودش و

دیگران عملیشون کنه.

ببین, حتی تو علم هم رقابت مسخره ست. چون

هرکسی پتانسیل خاصی داره تو آموختن علم و داشتن بازده!

اصلا تا وقتی  شرایطی برابر وجود نداره برای دو نفر ,چطوری

میشه رقابت را سالم دونست؟!(حتی دو خواهر هم تو این دنیا

شرایط یکسانی را تجربه نخواهند کرد!)

فکر میکنم رقابت زمینه ی حسادت را تو این دنیا درست میکنه و

حسادت یعنی: درک نکردی که دنیا اینقدر بزرگ هست و

ظرفیت داره که اگر کسی چیزی را بدست آورده ,دلیل نمیشه تو

نتونی اونچیزی که میخوای را داشته باشی!

یادمه سالی که کنکور داشتیم , از جو بچه ها فراری بودم

از دروغها ,از نا امید کردن ها و تخلیه ی انرژی کردنهاشون!

وقتی میدیدم برای قبولی تو رشته ی دلخواهشون چقدر

 نسبت به دوست خودشون! بدجنس میشن ,ترجیح میدادم

اصلا وارد اون دانشگاه نشم!

سالی که ما کنکور داشتیم تو بچه های درسخون و گروهی که

رقابت شدیدی داشتن ,یکی از بچه ها پدرش را از دست داد و

تقریبا از این رقابت کنار رفت و وحشتناک بود که  هیچکدوم

از دوستاش برای این حادثه متاسف نبودن و حتی بعضیهاشون

خوشحال بودن که یک رقیب کم شده...!

گاهی هم رقابتها اونقدر پست میشن که از دیدنشون حالت بد

میشه!

مثل رقابت دخترها بر سر زیبایی و رقابت پسر ها بر سر تعداد

دخترهایی که دوستشون هستن و رقابت خانواده ها بر سر

به روز کردن لوازم خونه ورشته ی تحصیلی بچه هاو زنها بر سر

طلا و جواهرات و مردها بر اساس  توانایی مالیشون و...!

من هم یک دخترم و به زیباییم حساسم و همونقدر که دوست

دارم روح زیبایی داشته باشم ,ظاهر زیبا داشتن را هم دوست

دارم ,اما اینکه در این مورد رقابتی با کسی داشته باشم ,

به نظرم واقعا مسخرست! چون هرکسی زیبایی خاص خودش

را داره و مقایسه و رقابت ,فقط به معنی حسادت میتونه باشه!

چرا به جای اینکه درگیر این مسابقات بی ارزش بشیم ,

زندگی و وقت و انرژیمون را صرف بدست آوردن اونچیزی

نکنیم که واقعا استعدادش را داریم و نیاز واقعیمون هست؟!

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٩ توسط عارفه زاهدی موحد