تو ایجاد یک رابطه یکسری مشترکات لازمه

چون بالاخره هر رابطه از یک جایی شروع به ساخت میکنه.

دوست مشترک , مکان زندگی مشترک , علایق مشترک ,

رشته ی تحصیلی مشترک ,عقاید مشترک یا هر وجه مشترک

دیگه ای میتونه باعث آشنایی دو نفر بشه و بر اساس جاذبه ی

متقابل,سطح این ارتباط مشخص خواهد شد.

این جاذبه ها هم میتونه بر اساس مشابه بودن باشه و هم بر

اساس متفاوت بودن!

(البته تو تفاوتها باید حس احترام را همیشه ایجاد کرد ,وگرنه

میتونه به سادگی باعث فروپاشیدن رابطه بشه)

به نظرم تو زندگی, افق های دید مشترک و اهداف نزدیک

و داشتن علاقه ونبودن اصطکاکهای شدید و آزار دهنده,

بزرگترین عوامل تداوم بخش یک رابطه هستن که روی هم

امتیازی را ایجاد میکنن که بالانسشون مهمه ,نه به صورت تک

تک!

مثلا ممکنه دو نفر تو اهداف روزمره اختلاف زیادی داشته باشن

اما چون دید کلیشون تقریبا شبیه به همه و علاقه ی زیادی

هم به هم دارن ,رابطشون ادامه دار باشه.

به نظرم علاقه یکی از مهمترین ها میتونه باشه.

علاقه ست که گذشت را ایجاد میکنه

علاقست که به زندگی سیاه و سفید ما رنگ میده

علاقه ست که مثل روغنی ,چرخدنده های زندگی را نرم میکنه

و باعث میشه وقت مشکلات خورد نشیم ,له نشیم ,

از بین نریم...

علاقه ست که به خیلی چیزها معنی میده از جمله خود

"زندگی"!

حتی گاهی علاقه ایجاد هدف میکنه و از پوچی رهات میکنه.

(برای همین هم معتقدم برای رابطه ای به اسم ازدواج

هرچقدر هم که دو نفر از نظر منطقی به هم بیان و برای

هم مناسب باشن ,اما علاقه نداشته باشن, ازدواجشون

اشتباهی بیش نیست!...)

کسی را میشناسم که مثال قشنگی میزد تو ارتباط بین دو تا

آدم.

میگفت :وقتی ارتباطی شکل میگره ,مثل اینه که حسابی

مشترک بین اون دو نفر ایجاد شده.

حسابی که هر دو داخلش سرمایه گذاری میکنن و هر دو هم

حق برداشت ازش رو دارن.

اما اگر یک نفر حق بیشتری را برای خودش قائل بشه ,

این ارتباط ادامه دار نمیتونه باشه...

منم با حرفش موافقم اما:

اگر دونفر همش در حال چک کردن اون حساب باشن و

در حال بررسی مقدار پرداخت و برداشت طرف مقابل! ,

رابطه ارزش واقعی خودش را از دست خواهد داد!

چون ممکنه یک طرف الان و تو شرایطی خاص نیاز بیشتری

داشته باشه به محبت و توان کمتری برای جبران ,یا حتی

طریق جبرانش فرق داشته باشه با توقع موجود...

اینجاست که گذشت لازمه و  درک!

اینجاست که اگر به دنبال زود نتیجه گرفتن باشیم ,

هرگز نتیجه رو نخواهیم دید...

 

ـ

 تو توضیح این عکس یک نکته ی کوچیک بگم:

من حس میکنم اون نخهایی که روی این دو نیمه ی سیب وجود داره

, می تونه نیازهایی باشه که تو شکل گیری و تداوم یک رابطه تاثیر

میگذارن ( آسیب هم میتونن ایجاد کنن) اما علاقه مثل معجزه ای

ایجاد بافت مشترک بین این دو نیمه خواهد کرد...!


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٩ توسط عارفه زاهدی موحد