اگر کارها و انرژیهای پراکنده ی ما آدما ,به صورت متحد و به یک

سو می رفت , خواسته ها و نیازهامون هم تا حدود زیادی

و با صرف انرژی کمتر,برآورده میشد.

(این نکته تو مسائل سیاسی و اجتماعی و...صدق میکنه)

یه مثل هم هست که میگه: با یک گل بهار نمیشه...

اما به نظرم اگر هر گلی فکر کنه که با شکفتنش بهار نمیشه,

و منتظر یک حرکت دسته جمعی باشه برای شکفتن!, امید

دیدن این بهار زیبا رو نمی تونیم داشته باشیم!...

گاهی کمک ناچیزی میکنم به یک نیازمند و بجای اینکه کمی

حس خوب داشته باشم , حس پوچی بهم دست میده که

:با اینهمه نیازمند موجود تو جهان , کاری که از دست من بر

اومده ,شاید فقط غذای روز یکیشون رو فراهم کردنه!

و این نامیدم کرده و ...

 فکر میکنم برای از بین بردن نیاز (عاطفی ,مالی,...)اینهمه آدم

حداقل به همون تعداد آدم نیازه که حاضر باشه ذره ای از

داشته هاش رو ببخشه!

اما متحد شدن اینهمه آدم ,کاری نیست که به راحتی انجام پذیر

باشه و اینجوری میشه که هر کسی باید در حد توان خودش و

وظیفه ای که حس میکنه ,نیاز همنوعش رو برطرف کنه

 

درسته که اگر اتحادی برای انجام اینکار وجود داشت , تاثیر

انرژی ما تشدید میشد , اما مطمئنا انرژی هرچند کوچک

و ناچیز  ,تو این راه صرف کردن, تاثیرگذار خواهد بود...

 

 

پس منتظر نباش و شکوفا شو...


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٩ توسط عارفه زاهدی موحد