
هیچوقت اهلی شدی؟!
یا اصلا تا حالا اهلی کردی؟!!!!!!
شاید میگی :اهلی کردن یعنی چی؟!
روباه کتاب شازده کوچولو جواب این سوال را اینجوری میده:
یک چیزیه که پاک فراموش شده. معنیش ایجاد علاقه
کردنه...آدم فقط از چیزهایی که اهلی کنه میتواند سر در
آره. انسانها دیگه, برای سر در آوردن از چیزها وقت ندارن. همه
چیز را همین جور حاضر آماده از دکانها میخرن. اما چون
دکانی نیست که دوست معامله کنه, آدمها موندن
بیدوست...
تو اگر دوست میخواهی ,خب منو اهلی کن!
شهریار کوچولو پرسید:
راهش چیه؟
روباه جواب داد:
باید خیلی خیلی حوصله کنی. اولش یک خرده دورتر از من
میگیری این جوری میان علفها میشینی. من زیر چشمی
نگاهت میکنم و تو لامتاکام هیچی نمیگی، چون تقصیر
همهی سؤِتفاهمها زیر سر زبانه. عوضش میتوانی هر
روز یک خرده نزدیکتر بشینی...!
به این ترتیب شهریار کوچولو روباه را اهلی کرد, همونجوری که
گلش قبلا اون را اهلی کرده بود...
بعد از اون رفت پیش گلهای باغ و بهشون گفت:
شما سرِ سوزنی به گل من نمیمونید و هنوز هیچی نیستید.
نه کسی شما را اهلی کرده نه شما کسی را. درست همان
جوری هستید که روباه من بود: روباهی بود مثل صدهزار روباه
دیگه. او را دوست خودم کردم و حالا تو همهی عالم تکه.
شما خوشگلید اما خالی هستید. براتون نمیشه مُرد...
و بعد روباه رازی را به شازده کوچولو گفت:
جز با چشم دل, هیچی را چنان که باید نمیشه دید. نهاد و
گوهر را چشمِ سَر نمیبینه
ارزش گل تو به قدرِ عمریه که به پاش صرف کردی
انسانها این حقیقت را فراموش کردن, اما تو نباید فراموشش
کنی. تو تا زندهای نسبت به چیزی که اهلی
کردهای مسئولی. تو مسئول گُلِتی...