یه سوال؟!

: دریای زندگیت متلاطمه یا آروم؟!

خوب بهش فکر کن...

قایق فکر رو تو دریای آروم زندگی کنترل کردن که هنر نیست

مطمئنا!

میتونی حتی رهاش کنی و لذت ببری از بالا و پایین رفتن

گهواره مانندش...

هنر اینه که جلوی غرق شدن تو امواج بزرگ و سهمگین رو

بلد باشی بگیری!.نه؟

وقتی که هوای زندگیت طوفانی باشه و امواج بلندش ,لحظه ای

غفلتت رو بهانه کنه و قایق افکارت رو ببلعه ...

سیستم زندگی تو این دنیا, یه قانون ریاضی نیست که

اگر از هر روشی حلش کنی , به یک نتیجه واحد برسی!

هیچوقت نتیجه رو نمیتونی تضمین کنی!

زندگی یعنی همین!

بی رحمانه و ناعادلانست ...

زیبا و هیجان انگیزه...

سخت و دردآوره...

لذت بخش و ...

میشه که یه سفر خانوادگی بریم و لذتی وصف ناپذیر ببریم از

این سفر در کنار عزیزامون , و تمام عمر با یادآوری لحظات

خوشش ,خدارو شکر کنیم و فکر کنیم که زندگی ارزشش رو داره که

گاهی سختی هایی رو تحمل کنیم و...

و گاهی هم میشه که تو همین سفر ,تنها در یک لحظه, تصادفی رو تجربه میکنیم

که توش داشته هامون رو ,سلامتیمون رو و یا حتی عزیزامون رو از دست

بدیم! فقط تو یه لحظه...

اون موقع شاید تا سالها و شایدم تا آخر عمر غصه بخوریم و دیدگاهمون

نسبت به زندگی تغییر کنه...

میخوام بگم  اگر روزی تونستی تضمین کنی و قاطعانه حرف بزنی ,

اگر روزی ترسی از آینده و امکان فروپاشیدن خیلی چیزها از هم

رو نداشتی, بدون که از دریای زندگی بیرون اومدی و این ساحل

امن , جایی خارج از دریای زندگیه!

فکر میکنم هنر زندگی کردن تا حدودی ذاتی میتونه باشه اما , تمرین وتجربه

روی موجهای کوچیک زندگی ,میتونه توان شناورموندن ذهن  روی موجهای

بزرگ رو بهت هدیه کنه...

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩ توسط عارفه زاهدی موحد