
رویاهای بچگیمون را یادت میاد؟!
یادت هست چه چیزهایی خوشحالمون میکرد؟!



یادته وقتی میخواستیم آرزو کنیم ,چشمامون را میبستیم و پلکهامون را روی هم فشار میدادیم و با یک ایمان قلبی خاص به برآورده شدنش ,زیر لب بیانش میکردیم؟

اصلا یادت هست تو سنهای مختلف چه آرزوهایی داشتی؟!
گاهی این آرزوها الان برامون جالب یا حتی خنده دارن!
همراه با رشد قدی و جسمانیمون,آرزوها و خواسته هامونم تغییر میکنن

و آرزوی های قدیمیمون مثل لباس بچگیهامون که تنها یادگاری جالب
ازاون دورانه و قابل استفاده نیست, یادآور خاطراتی جذاب و شرینند
اما ...
گاهی هم وقتی به آرزومون میرسیم میبینیم اونچیزی نیست که
فکر میکردیم و راضیمون نمیکنه و زمانیکه که در حال تلاش بودیم
برای برآورده کردنش, خوشحال تر بودیم از الان که بهش رسیدیم!
نه اینکه آرزوهامون پوچ بوده باشه ها! نه. شرایط تغییر میکنه(
سن, درک و فهم ,محیط ,داشته ها و نداشته ها و...)
با خودم فکر میکنم :
یعنی فردا هم به آرزوهای امروزم خواهم خندید؟!...